لنز...خاکستری...تلخ...دود...هبوط

فیلتر...آنارشیسم...معصومیت!!!
نویسنده : هدی_م - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٩
 

 

 

باد می وزه و یه ربان سفید تو سفیدی آسمون محو میشه انگار یه معصومیت لخت داره با دهن کج واست شکلک در میاره مثه یه آدم برهنه که با تمام زیبایی اندامش تو ذوقت می زنه...تمام الگوی روبان سفید هانکه همینه عریانی بیش از حدی که تو لایه های پنهان فیلم بستریت می کنه و تو واسه این که میون این همه شک باور کنی یقه ی لباستو با دست چنگ می زنی ...

چقدر سفیدی خفه آور!

روایت گویی فیلم با حجم زیادی سفیدی پلان ها عناصرین که به چشم میان سکوت ممتد اتاقی که یه جسد توشه و تو تنها با انتخاب کارگردان مجبوری نیمی از پاها ی برهنشو ببینی و تجسم کنی که مرد کشاوورز چطوری وداع می کنه...سکوت طولانی پشت در اتاق کشیش دهکده و باز تجسم تو از رنجی که اون وره در جریان داره تمام این سکانسای فوق العاده اذیتت می کنه فقط به این خاطر که انگار کارگردان داره قدرت کارگردانی شو به رخت می کشه و این با غرور بزرگت جور در نمیاد...قدرتی که تمتم فیلم و از یه فیلتر بی رنگ عبور می ده تا تو میون دنیای سیا ه و سفید اون دنبال خاکستریایی بگردی که شاید تو دنیای رنگی ما بوی گند لجنشون غیر قابل تحمل باشه...دنیایی که تو ربان هاشو سفید میبینی اما حقیقت مفهوم سیاهی که بعد ها نازی ها با نمود صلیب  های شکسته به بازو بستند....

خیلی ها معتقدند که میشاییل هانکه تو روبان سفیدش نقدی داره بر جامعه ی مریض اون دوران آلمان و بعدها حضور این جامعه ی آنارشیسمی توی دوران جنگ و ظهور هیتلر ...به هر حال جدای از نگاه سیاسی  میشه رو جنبه ها ی اخلاقی و انسانی فیلم مانور داد و علاوه بر اون جنبه های بصری فیلم که با انتخاب تم سیاه و سفید یه اثر کلاسیک عالی نمود میده که البته همین جای فیلم که کمی برای من نا خوشایند حس می کنم کارگردان خودشو تو یه حجم فنی و اصولی اسیر کرده که تخطی از اون اذیتش می کنه و روح خشک آلمانی همه جای فیلم جریان داره که میشه اون رو یه جورایی جنبه ی مثبت فیلم هم دید که با انتخاب این روش برای بیان فیلم تمام مفهوم به طور عالی تصویر شده...

روبان سفید با تمام سفیدیش نمودی از به دار آویخته شدن معصومیت کودکانه ای که از پشت پنجره های سرد تمام نگاه های گرم رو محکوم به یخ زدن میکنه...فیلم خشمگینت میکنه از تمام نبودن هایی که آرزوشون می کنی و بودن هایی که می خوای نباشن....گونه های یخ زده از اشک پسر بچه ی بسته شده به تختی که آتش رو از میان سایه هاش می بینه و دخترک نیمه عریانی که تلخی گناه پدرش رو با حس مادر شدن تسلی می ده....

یه نفس عمیق بکش و دکمه ی STOP رو بزن...چقدر رنج آوره که با این وجود همه چیز هنوز جریان داره!

_فیلم رقیب درباره الی تو اسکار 2010(گویا بوده و الی دیگه تو اسکار نیست)و از نظر تععد بازیگرا و میزانسنای عالی شبیه الی منتها اثر جا افتاده تریه اما من با روح ملیم به الی میدادم جایزرو....

 

 


 
comment نظرات ()

 
 



افزايش آمار بازديد