لنز...خاکستری...تلخ...دود...هبوط

le mepris
نویسنده : هدی_م - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٤
 


آخرین فیلم خوبی که دیدم...تو این همه پاییز...تحقیر ترجمه ی فارسی شه...یه کار از گدار بزرگ...لذت بردم به خصوص از بازی راحت brigitte bardot  که تو اون همه رنگ عالی بود. حضور فریتز لانگ بزرگ هم خالی از لطف نبود با اون فضای جالب اکران فیلم های اسکوپ اختصاصی که به نظرم لازم رسید برای یه فضای سینمایی و تو پروژم که موزه  سینما ود همچین فضایی گذاشتم و ایدمم فیلم گدار بود _جدای از شوخی _ 

تحقیر...فکر می کنم مضمون خوبیه برای این فیلم...تو صحنه های دو نفره ی خونگی فیلم چقدر یاد از نفس افتاده اش افتادم اما اون جا فضا خیلی دل نشین تر بود و مثل اینجا عذاب آور نه...توی تحقیر انگار هر لحظه تو فشاری انگار می خوای تصمیم بگیری که کی راست می گه و حق با کیه و تهش به این نتیجه می رسی که اصلا حقی وجود نداره... هر لحظه تو تلاطمی تو یه جذبه که نمی دونی کدوم وری می شی....

اصلا این حسای اجق وجق خاصیت فیلم های نوآر  و من با این اعصاب آشفته بهتر فیلم های رمانتیک کلاسیک آمریکایی و ببینم شاید شبا خوابم ببره....

و پایان فیلم اونقدر راحت دو نفر نیست می شن که بی خیال از رو صندلیت پا می شیو می گی به درک!

وقتی به عکس گدار با اون عینک دودی همیشگیش که منو یاده کیارستمی خودمون می ندازه ، رو دیوار زل می زنم با خودم فکر می کنم باید دیوونه باشی تا یه جیزی بشی ربطی به ترشی نداره....

پانوشت 1: لینک فیلم و هر چی که راجع بش بخواین...

پانوشت 2 : این میزانسن و ببینین و لذت ببرین!!!!!!!!!


 
comment نظرات ()

 
 



افزايش آمار بازديد