من ماههههههههههههههههههههههههههههو می خوام...

حتی نفس...فرو می ری و می شه یه ذره وسط این همه سفیدی...همش از آرده نه یه حس معنوی با هبوط ذرات معلقش نه از این خبرا نیس..هیچ چ چ چ چ چ چ چ چ ...

کف دستتو می مالی رو دسته صندلی و به امپراتوری اون ور آب ها فکر می کنی به اوج یه زخم و دلت داد می خواد...یه رویا فقط واسه تو، پر از نبودن تو یه حجم قرمز بی نهایت خفه خون می گیری درست مثل کالیگولا...وزجه می زنی که من فقط ماه و می خوام!

از سالن می زنی بیرون هوا پاییزی تر از همه ی تابستونه آدمای دورو برته...غرقه می شی تا ته حجمو یه دود سفید...انگار می خوای خودتو قربانی کنی یه اعدام خود خواسته با دود...

آژانس منتظرته و تو مجبوری همه چیزو زیر پات له کنی و پرت شی تو همون گندی که بودی....

/ 5 نظر / 13 بازدید
سروناز شیراز

روزوصل دوستداران یادباد#####یادبادان روزگاران یادباد گرچه یاران غافلندازحال من#####ازمن ایشان راهزاران یادباد

سروناز شیراز

روزوصل دوستداران یادباد#####یادبادان روزگاران یادباد گرچه یاران غافلندازحال من#####ازمن ایشان راهزاران یادباد

تیله

سلام! خوش اومدی آاااااام!خب من نظرمو کامل نوشتم شماام که خوندی نمایش خوبی بود با تایم بالاش اما من دوبار حاضر به دیدنش شدم و بازی ابر،سیاردشتی،چنگیزیان و شایسته عالی بودن به خصوص ابر که تخته گاز داره به سمت موفقیت می ره! قاضیانی در سینما و فیلم بهتره شاید چون صداش رو دوست ندارم در تئاتر خوشحال شدم[چشمک] احساست بعد از دیدن کار رو خیلی خوب نوشتی خیلی ملموسه

سایه‌بان

خوبه که تئاتر می‌بینی، خوبه که کالیگولا رو رفتی (دیدی کسی بگه کایوس؟!)، خوبه که خوشت اومده... از بازی‌ها از خودِ کار... اما نمی‌دونم چی شده. چه بلایی سرِ هنرمون اومده. یه بلایی اومده سرش. مطمئنم. حالش خوب نیس. خیلی وقته خوب نیس حالش. امیدوارم زودتر خوب بشه. آروم‌آروم هم که شده خوب بشه. ما هم کمکش می‌کنیم.

سایه‌بان

من همیشه سر می‌زنم بهت. حتی اگه چیزی نمی‌نویسم. دوست دارم این‌جا رو. همین‌طور خودت رو. کالیگولا رو هم دیدم. یک ماه پیش. با این‌که وادارشون کردن اسمش رو تغییر بدن، توی پوسترها و... ولی ندیدم کسی بگه کایوس! مثلاً بگه «رفته بودم کایوس!». همه همون کالیگولا رو استفاده می‌کنن. جالبه دیگه. جالبه!