love colder than death

اولش وا می مونی تو اینکه داری یه جدی می بینی یا یه کمدی... مهم نیست اما... نماها اونقدر دلنشینن که محو تصاویر سیاه و سفیدش می شی و گه گاهیم لبخند می زنی...

یاد خیلی از گانگسترای معروف میافتی و وقتی برونو کلاشو تا رو چشماش می کشه پایین  یه پوزخند می زنی ... کلی تیر شلیک می شه و کلی آدم کشته می شه اما تو این همه سیا ه و سفید هیچ خونی نیست... تویی که چشاتو دوختی به زنی که مثل همه ی فیلم های گانگستری ابزاره – هم معشوق و هم نیست_ وقتی فرانتز می زنی تو گوش یوهانا تو هم باهاش می پرسی چرا ؟

و اون درست مثل همه ی مردایی که می شناسی میگه: رفیقمه!

و تو مثل همه ی یوهاناها می پرسی:  پس من چی؟

و فراتز مثل همه ی خراب رفیق ها می گه: تو در همه حال منو دوست داری!

برونو کف زمین پهن شده هیچ خونی توی تصویر نیست اما اون مرده به همبن راحتی... عینک دودی شو که برمیداره زل می زنه بهتو تو فکر میکنی باید از صندلی عقب ماشین پرتش کنی بیرون یا نه...!؟

 از اون جایی که وسط یه گانگستری مسخره ای و نه یه ملودرام عاشقانه... پرتش می کنی...

 

پانوشت 1: با ابن فیلم که گویا خرس برلینم برده این کارگردان جسور و عجیب آلمانی و شناختم و جدا از زبان فیلمش خوشم اومد... گویا پست مدرن کار می کنه.

پانوشت2: گانگسترهای غیرمعمول... تعریف IMDB  از این فیلم که کوتاه و خلاصه همه چیو می گه!

پانوشت 3: راینر ورنر فسبیندر کارگردان بازیگر نقش فرانتز....

 

/ 0 نظر / 20 بازدید