INCEPTION

قبل از هر چیزی یه حسی مثه تهوع سارتر بهم دست داد.

به خودم به دنیام به اسمونی که مدت هاست بالای سرمه و حتی به دستام شک کردم.من وجود دارم؟

به قول منتقدین می تونم بگم جزو معناگراترین فیلمایی بود که دیدم. انگار یه چیزی از حکمت مولانا خونده باشم. شنیدین که توی تمام مباحث عرفان اسلامی این جمله تکرار می شه که حقیقت جایی دیگر است...

کاش می شد این بغضی که ته گلومه بترکه... نه به خاطر یه اثر عظیم سینمایی... نه... به خاطر خودم. دیشب انگار تازه یاد خودم افتادم. و چقدر احساس خستگی کردم.

مدت هاست جدال بین واقعیت و حقیقت وجود داره و این روزا چقدر فیلم می بینم تو این موضوع: آخرین فیلم جار موش(limits of control )... آخرین فیلم اسکورسیزی(shutter island) و حتی سریال لاست...

و قبل تر فیلم تری آیرون کیم کی دوک و خیلی قبل تر آگراندیسمان آنتونیونی... می شه همین مفهوم سردرگمی انسان و تو این بیکران پیچیده با یه زبان پیچیده تر توی آگراندیسمان دید و اینجا نولان یه برداشت عامیانه تر و در خوره فهمتر و انتخاب کرده و بی شک به خوبی از پسش بر اومده... به خصوص با جلوه های ویژه ی بی نظیر فیلم... و مفهوم به این سنگینی و ساده کرده... اون قدر ساده که شده یه فیلم اکشن هالیوودی...چیزی تو فیلم کمه یه حس شاید ماورایی که عمیق ترم کنه و حس ماجراجوییمو کمتر...شاید کمی اندیشه!!! شاید اگه فیلم به سمت یه فیلم سورئال می رفت دیگه این مخاطب عظیم و این توجه همگانی و از دست می داد.

... نتونست خالی م کنه... فیلم و می گم... پر شدم از حسایی که همیشه ازشون فرار می کردم... سوالایی که پشت گوش می نداختم... افتادم تو یه تاریکی یی که رهاییشو بلد نیستم اما با تمام سلولام معتقدم که مرگ رهاییه... میتونست یه چیزی یه جایی بهم بده... اما تهی ام کرد و این تمام آن چیزی نیست که یه فیلم باید داشته باشه.اما بازم نمی فهمم اگه مرگ رهاییه پس اومدن و آغاز دیگه چه لزومی داره... بعده همه ی اینا یاده قصه ای میافتم که میگفت جسم ما چمدونی یه که باهاش به این سفر میایم و موقع رفتن حتی اینم نمی خوایم...اما باید پر باشیم از درون...!!!

این همه حرف قلمبه... نمی فهمم... میخوام ساعت ها به سقف اتاقم زل بزنم و تو تاریکی دنبال یه راهی باشم...

پانوشت: خواب....

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
پیر...

...!

سینا حبیبی

سلام صفی یزدانیان می گه قرار نیست با نقد فیلمی رو که یک نفر دوست داره بگیم اون بده یا ثابت بکنیم فیلم خوبی نیست حالا که دارم نوشتتو می خونم می بینم عاشق فیلم شدی ژس من سکوت می کنم و خوشحالم که از سینما لذت بردی !!

بهمن

سلام. خوندم و کیف کردم از اینکه هرچی در درونت بوده رو آوردی روی کاغذ. بخاطر همین خوندن نوشته ات لذت بخشه. موفق باشی

میلاد

inception من این فیلم رو بالای ۱۰ بار دیدم و هربار نمیتونم بعدشو تصور کنم. (خواب جزیی از زندگی این مردم شده-در اصل خواب واقعیت ایناس)