وقتی چشمات می زنه بیرون!

مثل همیشه، قصدم نقد نیست فقط می خوام احساس مو بگم...

عصبی شدم _ اول از ته فیلم شروع می کنم_  اون قدر که حوصله ی حرف زدنم نداشتم... آخه اینم شد حربه که مخاطبو مثلا میخ کوب کنی، که بگه: وای عجب فیلم تاثیرگذاری... که یه سری زار بزنن رو صندلی سینما و کارگردان با افتخار بگه : عجب فیلم احساسی ای ساختم... که مثلا بزنی قهرمان فیلمتو بکشی _ که من با تمام وجود می گم که علی_ نام محبوب تمام کارگردانا برای نقش قهرمانشون، یاد علی سنتوری و همین علی بی کس ندارها بیفتین_ با بازی حامد بهداد اصلا قهرمان این فیلم نیست و همه ی دغدغه _ با تاکید می گم_ ، دغدغه ی فیلم پرستو_ ترانه علیدوستی_ است... اونقدر معضل و نگاه به پرستو پررنگ که حضور از دست رفته ی برادر به چشم نمیاد... شاید نبودنش واسه پرستو یه مشکل و یا بهتر بگم راه گم شده ش باشه اما من اینو اصلا توی مسیر فیلم احسای نمی کنم... اصلا هیچ دلیلی برای همذات پنداری با پرستوی فیلم ندارم... آدمی که تنهاییش مسخره ست و راه فرار از اون مسخره تر... پرستو مشکلی نداره که می خواد فرار کنه... که یادآوری می کنه به علی که تو هم فرار کردی... فرار از چی؟ از حرف مردم!!!!؟  تو دنیای الان فکرکردن بهشم بی خوده چه برسه به فیلم ساختن راجع بش... حتی برخورد والدین فیلم بیشتر کمدیه تا جدی... بارها با دیدن پدر_ فرهاد آییش_ خندم گرفت و گفتم : که چی؟ نشون دادن یه پیرمرد خمیده که صبح ها می ره مسجد اینقدرها هم زجرآور نیست... منم با همه ی ربطی نداشتنم به این چیزا می رم مسجد... کسی م پشت سرم حرفی نمی زنه یا اگه می زنه من نمی شنوم یعنی نمی خوام که بشنوم چون حالا چیزهایی تو زندگی مهم تر از این هاست.... چیزایی بی خودی که واسش فیلم بسازیم.

حالا بگذریم از این حرفا.. از نگاه صدرعاملی این یه معضل اجتماعی که می پذیرم و روند فیلمنامه تقریبا در اومده... آب بازی ته فیلمم با بازیای جالبش، اگه از خنده های تو سینما بگذریم بد نیست البته بیشتر فانتزی شده تا تاثیرگذار!

 اما همه ی اینا قبول،و همش به خاطر بازی بی نظیر ترانه که خیلی دوستش دارم.

اما دیگه صحنه ی مرگ بی خود علی و ربطش به زندگی و اینکه هیچی دست ما نیست و بعد مدتی همه ی چیزی که داشتیم و نمی دیدم از دست می دیم و اینا رو اصلا تاب نمی یارم...

یه پایانبندی بد ، نه از لحاظ سینمایی_ که از لحاظ سینمایی یکی از زیباترین صحنه های پس از مرگ و نشون دادن زجر کاملا ایرانی مآبانه ی ماها بود_ بلکه از نظر ربطش به چیزای مطرح شده تو فیلم و روندی که ما رو همراه کرد... انگار این لباسای سیاه و این بغضای فرو خورده فقط واسه در آوردن اشک من مخاطبِ که ... که، توهینه واسم!

پانوشت1_ بعضیا می گن پایان فیلم یه ضربَس که بدونی، تو خیلی چیزا رو نمیدونی... و من می گم خوب ندونم به فیلم چه؟!!

پانوشت2_ تنها دلیل درست توی فیلمنامه برای پایان فیلم یه تاوان دادن شابرولانس برای پرستو...

 و ما هیچ وقت نمی دونیم چطور تاوان خواهیم داد.

پانوشت3_ اگه با نگاه پانوشت 2 به زتدگی با چشمان بسته نگاه کنی فیلم بهتریه... اونقدر بهتر که چشمات به جای وا شدن از حدقه می زنه بیرون.

پانوشت4- یه نفس عمیق بکش و برو تا ته آب... این تمام غسل تعمیدتِ!

هدی 1390-6-30

/ 6 نظر / 6 بازدید
بارنی

خوندم زیبا بود وبلاگ هم فوق العاده لینک کردم بلاگت رو خوشحال میدم شما هم به لینک بلاگ من افتخار بدید

hamid

سلام وبلاگ خود را ثبت کنید خیلی ساده وراحت حتما بیاید

saeed

slm,in bar neveshtat az dafeate ghabl behtar bood b nazaram!! man k ba doosam in film oraftim,bacheha kolan khosheshoon nayoomad,yeki az dalayeleshoon zaeef neshoon dadane ali bood nabas inghadr zaeef neshoon dade mishod!! makhsoosan dar ghebale barkhorde ham mahali hash! man kolan az dastane film,va jahat gereftanesh khosham nayooomad,zaeef bood,vali az bazie bazigara chera!! hata behdad,chon b nazaram bazigara bas netoonan in naghsh ha ham bazi konan!! finish ;)

اسد اکبری

ندیدم هنوز،انگیزه ای هم باقی نمونده البته.چند وقتی است که سینما نرفتم.انگار یا فیلم خوب نمیاد یا اگر هم بیاد قبلا در فجر دیدیم!

بهنام

با سلام وبلاگ جالبي داري براي تبادل لينک اتوماتيک يه سري به ما بزن ضرر نمي کني براي افزايش اعتبار در گوگل و ياهو با ما تبادل لينک کنيد از رقيبانتان جلوتر بيفتيد http://www.chic.loxblog.com

babak

khondane neveshtehatoon arameshi ke film faghedesh boodo jobran kard merc az shoma kash man ya kheili az ma mitoonestim ehsase nakhoshayandemoono be in khoshayandi bayan konim bazam mamnoon